خدا جون چرا انقد روزات طولانیه
نمیدونم چرا روزها انقد دیر میگذره هر روز حساب میکنم که چند وقت دیگه میبینمت ولی انگار هنوز روزها سرجاشونن و در جا میزنیم
هر روز که میگذره بیشتر بهت وابسته میشم...![]()
انتظار کشیدن برای دیدنت خیلی سخته ولی شیرینه .... هربار که تو یه تکونی به خودت میدی , باعث میشی بیشتر بیقرارت بشم...
هر بار که گرسنه میشم و زودی باید بدوم یه چیزی بخورم ؛می فهمم که داری بزرگتر میشی...
از همین الان مامانو دیوونه ی خودت کردی ...
عاشقتم پسرم و نفسم به نفست بنده ...
حسی که بهت دارم و هیچ وقت تجربه نکردم خیلی زیباست ...وجودت باعث شده به عظمت خدا بیشتر پی ببرم ؛ اینکه یه موجود دوست داشتنی مثل تو توی وجودم داره هر روز بزرگ و بزرگتر میشه هیجان انگیزه ... از اینکه دارم کم کم مادر شدن رو با وجود تو تجربه میکنم خوشحالم

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


خدا جون چرا انقد روزات طولانیه 


