اولین صحبت من و پسملم
نمیدونم از کجا شروع کنم و چی بنویسم اخه شروع بعضی کارها برام سخته مخصوصا نوشتن کلی حرف تو دلم هست که میخوام همه شو برای تو عزیز دلم بنویسم اما همین که میخوام شروع کنم به نوشتن همه ش یادم میره شاید به خاطر اینه که زیادی هیجان دارم ولی بالاخره امشب دلمو زدم به دریا و میخوام خاطرات این 9 ماه زندگی پرفراز و نشیب و همچنین پر از شور و هیجانت رو که تو دل مامانی میگذرونی برات بنویسم امیدوارم وقتی بزرگ شدی همه ی این خاطرات رو بخونی و از همه شون لذت ببری این رو هم بدون که با اومدنت زندگی عشقولانه ی مامان و بابایی رو شیرینتر از همیشه کردی ...
نویسنده :
مامانی و بابایی
23:57


